تبليغاتX
مقداد
 

حسین جان...

 همه کون مکان گرد طواف حرمت

مرکز دایره عالم امکانی تو

 

فاطمیون- محرم- عکس- بدرلو

نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1388ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط مقداد| |
 

حسین جان...

داغت اگر نبود دو عالم نداشتیم

چیزی نداشتیم اگر این غم نداشتیم

امشب برای مادر ما هم دعا کنید

بی شیر او دو چشمه زمزم نداشتیم

امسال هم لباس عزا را گرفت و گفت

سقا اگر نبود رزق محرم نداشتیم

ما را صدا زدند که اینجا به سر زنید

زهرا نبود حلقه ماتم نداشتیم

 

نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 6:29 قبل از ظهر توسط مقداد| |
 

شکر خدا که بوی محرم گرفته ام

در کوچه های سینه زنی دم گرفته ام

 

شکر خدا عبادت من روضه های توست

در دل دوباره هیئت ماتم گرفته ام

 

گاهی کنار روضه ات از دست می روم

با چشمهای پر شفق و غم گرفته ام

 

این آبروی نوکری هیئت تو را

از دستمال مشکی اشکم گرفته ام

 

دیگر هراس روز قیامت نمی برم

وقتی دخیلی از پر پرچم گرفته ام

 

با تربت تو کام دلم را گشوده اند

عمری اگر که بوی محرم گرفته ام

 

گفتم میان روضه از اعجاز چشمهات

دیدم رسیده ام به حوالی کربلات

 

یوسف رحیمی/ کتاب زخم سیب2

 

 

نوشته شده در یکشنبه 22 آذر1388ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط مقداد| |
 

خبر                                              خبر

 

 

جديدترين مجموعه عاشورايي، از، يوسف رحيمي، به چاپ رسيد.

 

زخم سيب

 

نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت 4:45 بعد از ظهر توسط مقداد| |
 

بزرگي مي گفت: هر چيزي كه شما را از خداوند دور كند، آن دنياي شماست.

 

اف بر دنيا...

 

نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط مقداد| |
 

 

بندگان خدا، فكر مي كنند چون به بركت انقلاب و خون شهداي عزيز توانسته اند سالهاي متمادي عكسهاي خود را بر روي پرده هاي سينما مشاهده كنند و به قولي سوپر استار سينمايي باشند، الهه پرستش مردم گشته اند. غافل از اينكه مردم عزيز ما خيلي فهيم تر از آنند كه دلباختگان ثروت و شهوت راني را والي خود قرار دهند.

در پس اين ايام كه سوپر استارهاي سينما به ظاهري سبز ـ كه اي كاش انديشه ها و باطن سبز و علوي مي شدـ به ميان مردم آمدند تا طرفدارانشان را از مردم جدا كنند! ديديم كه مردم پاسخي كوبنده به دنياپرستان دادند.

اف بر دنيا...

 

نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط مقداد| |
سلام

 

توی این عصر تکنولوژی هم بی اینترنتی مصیبتیه ها!!!

******

سوت اول/ سفر به یاد ماندنی

 

جاتون خالی اواسط هفته گذشته به همراه برو بچه های خانه فردوسیان رفته بودیم پابوسی آقا امام رضا علیه السلام. سفر خیلی خوبی بود. اصلا مگه میشه پابوسی آقا لذت نداشته باشه!؟

ولی براتون بگم از ایاب ذهاب... میشه ازش یه فیلمنامه درست و حسابی در آورد. یه سریال سیزده قسمتی. ما رو باش که اول فکر کردیم رفتنی عجله کردیم و آقای رئیس دیر اومده!!! اما آخرت فیلم اون وقتیه که ببینی چهل نفر مسافر حرف گوش کن و بی زبون، جلوی ایستگاه راه آهن مشهد از قطار جاموندن... جناب رئیس(!) هم که بی خیال تر از من!!!

دی شب بهش گفتم خوب سوژه ای دادی دستم... چند وقتی بود دنبال ایده بودم... خدا رسوند...

 

حالا باشه روضه رو تو قسمت بعدی براتون می خونم.

 

نوشته شده در شنبه 25 مهر1388ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط مقداد| |
 

 

سلام یه سلام پر عجله

پنج دقیقه بیشتر وقت ندارم

الانه که سیم رو از پیریز بکشه و اینترنت قطع بشه

پس همون پستی که برای فاطمیون گذاشتم رو لینکش رو میزارم

علی مدد

 

آمدیم تا باشیم...

 

 

نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط مقداد| |
 

درودی بی پایان بر روزهای این ماه عزیز و روزه دارانش

 

اوایل سال که سر رسید منور رو گرفته بودم، تو یکی از صفحاتش (دهم مهر) یه شعری خوندم از زنده یاد خانم نجمه زارع. خداوکیلی معرکه بود. دلم نیومد اینجا استفادش نکنم. حتما خوشتون میاد. ضمنا دعا جهت شادی روح خانم زارع رو فراموش نکنیم.

 

دنیا به دور شهر تو دیوار بسته است

هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است

 

کی عید می رسد که تکانی دهم به خویش؟

هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است

 

شبها به دور شمع کسی چرخ می خورد

پروانه ای که دل به دل یار بسته است

 

از تو همیشه حرف زدن کار مشکلی ست

در می زنیم و خانه گفتار بسته است

 

باید به دست شعر نمی دادم عشق را

حتی زبان ساده اشعار بسته است

 

وقتی غروب جمع رسد بی تو، آفتاب

انگار بر گلوی خودش دار بسته است

 

می ترسم آخرش تو نیایی و پر کنند

در شهر شاعری ز جهان بار بسته است

زنده یاد نجمه زارع

 

شادی روحش صلوات

 

نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط مقداد| |
 

عکس هایی که تو پست قبلی مشاهده کردید، گوشه هایی از اردوی فرهنگی پرورشی فصل رویش، نخبگان سراسر کشور است. که با دست به دست دادن عده ای راه اندازی شده. نیروی دریایی سپاه، ستاد راهیان نور و با اجرای موسسه فرهنگی هنری طلایه داران نور آفاق.

تا اونجایی که یادم میاد از دوران ابتدایی پام به اردو رفتن باز شد. اردو با امور تربیتی مدرسه، منطقه، انجمن اسلامی، بسیج دانش آموزی، پیشتازان، پایگاه بسیج، هیئت، کانون و آموزشگاه های خصوصی و غیره از شمال تا جنوب کشور. ولی باور کنید من تا به حال اردویی که این قدر جزابیت داشته باشه ندیده بودم، نمی خوام بگم اصلا کم و کسر نداشت و بی عیب و ایراد بود، نه. ولی در حد خودش و در مقایسه با هم رده های خودش عالی بود. برخورد خادمینش و تنوع برنامه هاش منحصر به فرد بود.

 

انشاالله که هر سال ادامه پیدا کنه و کیفیتش هم بهتر.

 

دعا برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب الامر عجل الله رو سر سفره های افطار فراموش نکنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

علی مدد

نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 5:43 بعد از ظهر توسط مقداد| |